نذر فرج

عجیبه که بی تو هنوز زنده ایم،عجیبه که بی تو نفس می کشیم...
  • خانه 

مهسا امینی رمز فتنه و اغتشاشات سراسری!!!

28 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
  📌 قبل از هر حرفی به خانواده محترم خانم امینی تسلیت میگم و از طرف همه مردم ایران به خاطر اذیت هایی که می‌شوند عذر می خواهم…   🔻 از مزدوران عدالتخوار تا منافقین و رب گوجه پهلوی، از سیاسیون داخلی و از مقامات سابق، از اصلاح طلب تا اصولگرا، از… بیشتر »
 1 نظر

آیا با خانم امینی برخورد فیزیکی شده بود!؟؟

28 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
کجای این ویدیو با خانم امینی برخورد فیزیکی شده!؟؟😐😐👆👆 که کسی که قانون‌ رو زیر پا گذاشته رو بردن تو‌ کلاس‌ نشوندن که در یک جلسه ۴۰ دقیقه ای قانون‌ رو بهش توضیح‌ بدهند 🎥 (در‌کلیپ‌ هم مشخص است كه حدود ۶۰ نفر‌ ديگر به‌ راحتیِ نشستن در سینما، در همون محيط… بیشتر »
 نظر دهید »

پشت صحنه یک اتفاق تلخ!!!

28 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
  ۱. به حکم عقل نمی‌توان از یک “تک‌اتّفاق” - هرچه هم که ناخوشایند و تلخ باشد که البتّه هست - “نتیجۀ کلّی” گرفت و “قضاوت عام” کرد. اگر در میان صدها اقدام، “چند مورد” گرفتار خطا شد، باید برای این… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۱۰۱   همه مردم سراسيمه مى دوند. داغ حسين(علیه السلام) براى آنها تازه شده است. غوغايى برپا مى شود. بَشير مى خواهد به سوى امام سجّاد(علیه السلام)برگردد، امّا مى بيند همه راه ها بسته شده و ازدحام جمعيّت است. بنابراين از اسب پياده مى… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۱۰۰   اكنون يزيد نزد اُمّ كُلثوم، دختر على(علیه السلام)، مى رود و مى گويد: “اى امّ كُلْثوم! اين سكّه هاى طلا براى شماست. اينها را در مقابل سختى ها و مصيبت هايى كه به شما وارد شده است، از من قبول كن".  صداى اُمّ كلثوم سكوت… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۹۹   همه جا گريه است و عزادارى! عجيب است كه مجلس عزا در قصر يزيد بر پا مى شود و خود يزيد هم در اين عزا شركت مى كند. زنان بنى اُميه شيون مى كنند و بر سر و سينه مى زنند.595  در همه مجلس ها، ابن زياد لعنت مى شود. فرياد “واى… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۹۸   آرى! او جدّم على بن ابى طالب است. من فرزند فاطمه هستم. فرزند بزرگْ بانوى اسلام. من، پسر دختر پيامبر شمايم.587  يزيد صداىِ گريه مردم را مى شنود. آنها با دقّت به سخنان امام سجّاد(علیه السلام) گوش مى دهند.  مردم شام، به دروغ… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۹۷   به يزيد خبر مى رسد كه بعضى از مردم شام با ديدن كاروان اسيران و آگاهى به برخى از واقعيت ها، نظرشان در مورد او عوض شده و در پى آن هستند كه واقعيت را بفهمند.  پس زمان آن رسيده است كه يزيد براى فريب دادن و خام كردن آنها كارى… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۹۶   يزيد فرياد مى زند:  ــ چه خبر شده است؟  ــ دختر كوچكِ حسين، سراغ پدر را مى گيرد.  ــ سر پدرش را براى او ببريد تا آرام بگيرد.  مأموران سر امام حسين(علیه السلام) را نزد دختر مى آورند.  او نگاهى به سر بابا مى كند و با آن سخن مى… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۹۵   همه نگاه ها به اسيران خيره شده و همه دل ها از ديدن اين صحنه به درد آمده است.  يزيد تعجّب مى كند و در جواب مى گويد: “پدر تو آرزوى حكومت داشت و حق مرا كه خليفه مسلمانان هستم، مراعات نكرد و به جنگ من آمد، امّا خدا او را… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۹۴   اين جا قصر يزيد است و او اكنون بر تخت خود نشسته و بزرگان شام را دعوت كرده است تا شاهد جشن پيروزى او باشند.  سربازان، سر امام حسين(علیه السلام) را داخل قصر مى برند. يزيد دستور مى دهد سر را داخل طشتى از طلا بگذراند، و در مقابل… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۹۳   امام جواب مى دهد: “اى يزيد، قبل از اينكه تو به دنيا بيايى، پدران من يا پيامبر بودند يا امير! مگر نشنيده اى كه جد من، على بن ابى طالب در جنگ بَدْر و اُحُد پرچمدار اسلام بود، امّا پدر و جد تو پرچمدار كفر بودند!".572… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۹۲    پيرمرد جلو مى آيد و به امام سجاد(علیه السلام) مى گويد: “خدا را شكر كه مسلمانان از شرّ شما راحت شدند و يزيد بر شما پيروز شد".556  آن گاه هر چه ناسزا در خاطر دارد بر زبانش جارى مى كند، ولى امام سجّاد(علیه السلام) به او… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۹۱   ــ چه مى گويى اى دختر على!  ــ من در طول اين سفر هيچ خواسته اى از تو نداشتم، امّا بيا و به خاطر خدا، تنها خواسته مرا قبول كن.  ــ خواسته تو چيست؟  ــ اى شمر! از تو مى خواهم كه ما را از دروازه اى وارد شهر كنى كه خلوت باشد. ما… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۹۰   نامه اى از طرف يزيد به كوفه مى رسد. او فرمان داده است تا ابن زياد اسيران را به سوى شام بفرستد. او مى خواهد در شام جشن بزرگى بر پا كند و پيروزى خود را به رخ مردم شام بكشد.  اسيران را از زندان بيرون مى آورند و بر شترها سوار مى… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۸۹   دختر ابن عفيف آمدن سربازان را به پدر خبر مى دهد. ابن عفيف شمشير به دست مى گيرد:  ــ دخترم، نترس، صبور باش و استوار!  اكنون ابن عفيف به ياد روزگار جوانى خويش مى افتد كه در ركاب حضرت على(علیه السلام) شمشير مى زد. پس بار ديگر… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۸۸   ابن زياد دستور مى دهد تا اسيران را كنار مسجد كوفه زندانى كنند و شب و روز عدّه اى نگهبانى دهند تا مبادا كسى براى آزاد سازى آنها اقدامى كند. سپس نامه اى براى يزيد مى فرستد تا به او خبر بدهد كه حسين كشته شده است و زنان و… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۸۷   گوش كن، اين زينب است كه سخن مى گويد: “ما رأيتُ إلاّ جميلا"; “من جز زيبايى نديدم".527  تاريخ هنوز مات و مبهوت اين جمله زينب است. آخر اين زينب كيست؟  تو معمّاى بزرگ تاريخ هستى كه در اوج قلّه بلا ايستادى و جز زيبايى… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۸۶   اكنون ابن زياد منتظر است تا اسيران را نزد او ببرند. قصر آذين بندى شده و همه سربازان مرتّب و منظّم ايستاده اند.  ابن زياد دستور داده است تا مجلس آماده شود و سرِ امام حسين(علیه السلام) را در مقابل او قرار دهند. عدّه اى از مردم… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۸۵   ابن زياد فرياد مى زند: “يك نفر به من بگويد كه چگونه صداى زينب را خاموش كنم؟". فكرى به ذهن يكى از اطرافيان ابن زياد مى رسد.  ــ سر حسين را مقابل زينب ببريد!  ــ براى چه؟  ــ دو روز است كه زينب، برادر خود را نديده است.… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت84   نيروهاى ابن زياد به جشن و پايكوبى مشغول اند. آنها خوشحال اند كه پيروز شده اند و دشمن يزيد نابود شده است.  تبليغات كارى كرده است كه مردم به اسيران اين كاروان به گونه اى نگاه مى كنند كه گويى آنها اسيرانى هستند كه از سرزمين كفر… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۸۳   سپاه عمرسعد به سوى كوفه حركت كرده است. ديگر هيچ كس در كربلا باقى نمى ماند.  پيكر مطهر امام حسين(علیه السلام) و ياران باوفايش، روى خاك افتاده است و آفتاب گرم كربلا بر بدن ها مى تابد. تا غروب آفتاب يازدهم چيزى نمانده است.  با… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۸۲   ابن زياد، سرِ امام را داخل طشتى روبروى خود مى گذارد. آن مرد را مى بينى كه كنار ابن زياد است؟ آيا او را مى شناسى؟ او پيشگو يا همان رَمّال است كه ابن زياد او را استخدام كرده است.  گويى او جادوگرى چيره دست است و چه بسا ابن زياد… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۸۱   من تعجّب مى كنم عمرسعد كه به شيرخواره امام حسين(علیه السلام) رحم نكرد و مى خواست نسل امام را از روى زمين بردارد، چگونه مى شود كه از كشتن امام سجّاد(علیه السلام) منصرف مى شود؟ اراده خدا اين است كه نسل حضرت زهرا(سلام الله… بیشتر »
 نظر دهید »

آماری که نشان می دهد بدون پدر تربیت سالم محقق نمی شود...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
تحقیق جالبی در آمریکا نشون داده:   63% خودکشی های جوانان  90% کودکان فراری 85% کودکان دارای اختلالات رفتاری  80% تجاوزکاران  71% ترک تحصیل‌ها 75% معتادین  85% جوانان زندانی  و 26 مورد از 27 مورد بدترین تیراندازیها در آمریکا مربوط به کودکانیه که بدون پدر… بیشتر »
 نظر دهید »

هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی کشد!!!

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
  🔻گناهش با من🔻   دیدی بعضیها با اطمینان خاطر میگن: 👈 “فلان کار رو بکن، اگه گناه داشت، گناهش با من". قرآن کریم می‌فرماید: ❌ این آدمها دروغگو هستند👈 “إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ” ❌ با طناب پوسیده اینها تو چاه نرید. ❌ هر کس مسئول گناهانِ خودش… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۸۰   سُوَيد در ميان ميدان افتاده است. او يكى از ياران امام حسين(علیه السلام) است كه امروز صبح به ميدان رفت تا جانش را فداى امامش كند.  او بعد از جنگى شجاعانه با زخم نيزه اى بر زمين افتاد و بى هوش شد. دشمن به اين گمان كه او كشته… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۷۹   منادى در آسمان ندا مى دهد: “واى حسين كشته شد".483  آرى! تو درخت اسلام را سيراب نمودى! تو شقايق هاى صحرا را با خون خود، سرخ كردى! و از گلوى تشنه خود، آزادى و آزادگى را فرياد زدى!  * * *  همه نگاه ها به سوى آسمان است.… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۷۸   تو تصميم گرفته اى كه عمو را يارى كنى. شتابان مى آيى و به گودال مى رسى و عمو را مى بينى كه در خاك ها آرميده است.  اَبْجَر شمشير كشيده است تا عمويت را شهيد كند. شمشير او بالا مى رود، امّا تو كه شمشير ندارى، پس چه خواهى كرد؟… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۷۷   امام سوار بر اسب خويش در ميدان مى رزمد كه ناگهان، باران تير و سنگ و نيزه باريدن مى گيرد.  نگاه كن! امام، تك و تنها در ميدان ايستاده است. به خدا، هيچ كس نمى تواند غربت اين لحظه را روايت كند.  بيا، بيا تا ما به ياريش برويم. آن… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
               ❣﷽❣   قسمت۷۶   بازهم صدایی نمی آید . هنوز صدای امام حسین (علیه السلام) می آید که یاری می طلبد.  همسفر! بیا من و تو به کمکش برویم . من با قلمم ، اما تو چگونه ؟  صداى غريبىِ امام، شورى در آسمان مى اندازد. فرشتگان تاب شنيدن ندارند.  امام، بى… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

27 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
                 ❣﷽❣   قسمت۷۵   امام حسين(علیه السلام) آماده رفتن به ميدان است اينك لحظه خداحافظى است.  اكنون او با عزيزان خود سخن مى گويد: “دخترانم، سكينه! فاطمه! و خواهرانم، زينب! اُمّ كُلْثوم! من به سوى ميدان مى روم و شما را به خدا مى… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

26 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
                ❣﷽❣   قسمت۷۴   اين صداى امام است كه با برادر خود سخن مى گويد: “اكنون كمر من شكست، عبّاسم".423  آرى! عبّاس پشت و پناه حسين بود و با رفتن او ديگر امام حسين(علیه السلام)، تنهاى تنها شد. صداى گريه امام آن چنان بلند است كه كسى تا به حال… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

26 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۷۳   ديگر هيچ كس از جوانان بنى هاشم غير از عبّاس نمانده است.  تشنگى در خيمه ها غوغا مى كند، آفتاب گرم كربلا مى سوزاند. گوش كن!   آب، آب!  اين صداى عطش كودكان است كه صحراى گرم كربلا را در برگرفته است. عبّاس تاب شنيدن ندارد. چگونه… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

26 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
                  ❣﷽❣   قسمت۷۲   ــ عَوْن، نگاه كن! على اكبر نيز، شهيد شد. حالا نوبت توست و بايد جانت را فداى دايى ات حسين كنى.  ــ چشم، مادر! من آماده ام.  زينب (سلام الله علیها)، صورت فرزند خويش را مى بوسد و او را تا كنار خيمه بدرقه مى كند. آرى! زينب… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

26 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت71   اكنون او سوار اسب مى شود و مهار آن را در دست مى گيرد. نگاه حسين(علیه السلام) به سوى او خيره مانده است. از پس پرده اشك، جوانش را نظاره مى كند.  تمام لشكر كوفه، منتظر آمدن على اكبراند، آنها مى خواهند دل حسين را با ريختن خون… بیشتر »
 نظر دهید »

دوربین خدا روشنه!!!

26 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
  🍃🌸دیدین گاهی میریم عروسی یا جشن تولد، دوربین داره فیلمبرداری میکنه و تا نوبت به ما میرسه؛ خودمون رو جمع و جور میکنیم چرا؟ چون دوربین روی ما زوم میکنه؛ نکنه زشت و بد قیافه بیفتیم!   🍃🌸اگه فقط به این فکر کنیم که دوربین خدا همیشه روشنه و روی ما هم زوم… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

26 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۷۰   ــ فرزندم! تو بايد راه پدر را ادامه دهى. مى بينى كه امام حسين(علیه السلام) تنها مانده است.  ــ مادر! من آماده ام تا جان خود را فداى امام نمايم.  مادر پيشانى نوجوانش را مى بوسد و پيراهن سفيدى بر تنش مى كند. شمشير به دستش مى… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۶۹   حبيب، رَجَز مى خواند: “من حبيب هستم، من يكّه تاز ميدان جنگم! مرگ در كام من همچون عسل است".382  صف هاى سپاه كوفه همچون موجى سهمگين، حبيب را در برمى گيرد. باران سنگ و تير و نيزه است كه مى بارد. حلقه محاصره نيز، تنگ تر مى… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
                 ❣﷽❣   قسمت68   نگاه وهب به مادر مى افتد و به سرعت به سوى خيمه ها برمى گردد. نگاهى به مادر مى كند. مادر تو چقدر خوشحالى! چقدر شاد به نظر مى آيى!  وهب شمشير به دست دارد و خون از سر و روى او مى ريزد. در اين جنگ، زخم هاى زيادى بر بدنش نشسته… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۶۷   نگاه وهب به مادر مى افتد و به سرعت به سوى خيمه ها برمى گردد. نگاهى به مادر مى كند. مادر تو چقدر خوشحالى! چقدر شاد به نظر مى آيى!  وهب شمشير به دست دارد و خون از سر و روى او مى ريزد. در اين جنگ، زخم هاى زيادى بر بدنش نشسته… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۶۶   اكنون ديگر وقت آن است كه حكايت سقّاى كربلا را برايت روايت كنم.  او علمدار و جوانمرد سى و پنج ساله كربلا بود. آيا مى دانى كه چرا او را سقّاى كربلا ناميده اند؟  از روز هفتم كه آب را بر امام حسين(علیه السلام) و يارانش بستند، او… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۶۵   دستور مى رسد تا او را محاصره كنند. سپاه كوفه به پيش مى تازد و او شمشير مى زند.366 گرد و غبار به آسمان بلند شده، جَوْن بر روى خاك افتاده است. آخرين لحظه هاى عمر اوست. چشم هاى خود را بر هم مى نهد. او به ياد دارد كه امام… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۶۴   همسفرم! آيا عابِس را مى شناسى؟  عابس نامه رسان مسلم بن عقيل بود. مسلم او را به مكّه فرستاد تا نامه مهمى را به امام حسين(علیه السلام) برساند.  كسانى كه به امام حسين(علیه السلام) نامه نوشتند شمشير در دست دارند و به خونش تشنه… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت ۶۳   تاكنون نام نافِع بن هلال را شنيده اى؟ آن كه تيرانداز ماهر كربلاست.  او تيرهاى زيادى همراه خود به كربلا آورده و نام خود را بر روى همه تيرها نوشته است. اينك زمان فداكارى او رسيده است.  او براى دفاع از امام حسين(علیه السلام)،… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت ۶۲   اى زنان دنيا! بياييد وفادارى را از اين خانم ياد بگيريد! او وقتى مى فهمد كه شوهرش در راه حق است، او را تشويق مى كند و تا پاى جان كنار او مى ماند.  امام اين صحنه را مى بيند و در حق همسر عبدالله دعا مى كند و به او دستور مى دهد… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۶۱   امام به حُرّ اجازه مى دهد و او بر اسب رشيدش سوار مى شود و به ميدان مى آيد. انبوه سپاه برايش حقير و ناچيز جلوه مى كند. اكنون او “رَجَز” مى خواند.  همان طور كه مى دانى “رجز” شعر حماسى است كه در ميدان… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۶۰   ساعت حدود هشت صبح است. همه ياران امام، تشنه هستند. در خيمه ها هم آب نيست.  سپاه كوفه منتظر فرمان عمرسعد است. دستور حمله بايد از طرف او صادر شود. ابتدا بايد مردم را با وعده پول خام تر نمود. براى همين، عمرسعد فرياد مى زند:… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
               ❣﷽❣   قسمت۵۹   حُرّ رياحى يكى از فرماندهان عمرسعد است. همان كه با هزار سرباز راه را بر امام حسين(علیه السلام) بسته بود.  او فرمانده چهار هزار سرباز است. لشكر او در سمت راست ميدان جاى گرفته و آماده حمله اند. حُرّ از سربازان خود جدا مى شود… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
                ❣﷽❣   قسمت۵۸   عمرسعد، دستور مى دهد كه سخن بُرَير را با تير جواب دهند. اگر چه تير بار ديگر به خطا مى رود، امّا سخن بُرَيرناتمام مى ماند.  آرى! امام براى اتمامِ حجّت با مردم كوفه، به برخى از ياران خود اجازه مى دهد تا با كوفيان سخن بگويند،… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
               ❣﷽❣   قسمت۵۷   همسفرم !به راستی که این مردم ، چقدر نامرد هستند. آنها امام حسین ( علیه السلام ) را به کوفه دعوت کرده اند و اکنون در مقابلش شمشیر کشیده اند! عمرسعد نگاهی به قیس بن اشعث می کند و با اشاره از او می خواهد که جواب امام را بدهد.… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۵۶   سوارى به سوى لشكر امام مى آيد. او همراه خود شمشيرى ندارد، امّا در دست او نامه اى است. خدايا، اين نامه چيست؟   او جلو مى آيد و مى گويد: “من نامه اى براى محمّد بن بَشيردارم. آيا شما او را مى شناسيد؟"  محمد بن بَشير از… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
                 ❣﷽❣   قسمت۵۵   چنين شتابان كجا مى روى؟ صبر كن من هم مى خواهم با تو بيايم. آنجا، خيمه حبيب بن مظاهر، بزرگ اين قوم است.  نافع وارد خيمه مى شود. حبيب در گوشه خيمه مشغول خواندن قرآن است. نافع، سلام مى كند و مى گويد: “اى حبيب! برخيز!… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۵۴   كار به خوبى پيش مى رود و سرانجام سه طرف اردوگاه، خندق حفر مى شود.  امام از چند روز قبل دستور داده بود تا مقدار زيادى هيزم از بيابان جمع شود. اكنون دستور مى دهد تا هيزم ها را داخل خندق بريزند.  با آماده شدن خندق يك مانع طبيعى… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۵۳   هر كدام به زبانى خاص، وفادارى خود را اعلام مى كنند، امّا سخن همه آنها يكى است: به خدا قسم ما تو را تنها نمى گذاريم و جان خويش را فداى تو مى كنيم.288  همسفر خوبم! بيا ما هم به گونه اى وفادارى خود را به مولايمان حسين(علیه… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۵۲   واى بر من! سخن برادرم بوى رفتن مى دهد. صداى ناله و گريه زينب(سلام الله علیها) بلند مى شود. او تاب شنيدن اين سخن را ندارد. پس با شتاب به سوى برادر مى آيد:  ــ كاش اين ساعت را نمى ديدم. بعد از مرگ مادر و پدر و برادرم حسن(علیه… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۵۱   بار ديگر صدا در صحرا مى پيچد: “من مى خواهم عبّاس را ببينم"، امّا عبّاس پشت خيمه ايستاده و جواب او را نمى دهد. او نمى خواهد بدون اجازه امام با شمر هم كلام شود.  امام حسين(علیه السلام) او را صدا مى زند: “عبّاسم!… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣ قسمت۵۰ بیست سوار در مقابل هزاران نفر ایستاده اند. یکی از آنها حبیب بن مڟاهر است. دیگری زهیر و …… اکنون باید از فرصت استفاده كرد و اين قوم گمراه را نصيحت كرد.  حَبيب بن مظاهر رو به سپاه كوفه مى كند و مى گويد: “روز… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۴۹   شمر كه احساس مى كند بازى را باخته است، سرش را پايين مى اندازد. عمرسعد خيلى زيرك است و مى داند كه شمر تشنه قدرت و رياست است و اگر او را به حال خود رها كند، مايه درد سر خواهد شد. بدين ترتيب تصميم مى گيرد كه از راه رفاقت كارى… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت ۴۸   شمر يكى از فرماندهان عالى مقام ابن زياد بود و انتظار داشت كه ابن زياد او را به عنوان فرمانده كلّ سپاه كوفه انتخاب كند. به همين دليل، از روز سوم محرّم كه عمرسعد به عنوان فرمانده كل سپاه معيّن شد، به دنبال ضربه زدن به عمرسعد… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۴۷   عمرسعد به خيمه خود باز گشته است. در حالى كه خواب به چشم او نمى آيد.  وجدانش با او سخن مى گويد: “تو مى خواهى با پسر پيامبر بجنگى؟ تو آب را بر روى فرزندان زهرا(سلام الله علیها) بسته اى؟".  به راستى، عمرسعد چه كند؟ عشق… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۴۶   عمرسعد حيران مى شود و نمى داند چه جوابى بدهد. او هرگز انتظار شنيدن اين كلام را از امام حسين(علیه السلام) نداشت.  امام نمى گويد كه آب را آزاد كن. امام از او مى خواهد كه خودش را آزاد كند. عمرسعد، بيا و تو هم از بندِ هواى نفس،… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۴۶   عمرسعد حيران مى شود و نمى داند چه جوابى بدهد. او هرگز انتظار شنيدن اين كلام را از امام حسين(علیه السلام) نداشت.  امام نمى گويد كه آب را آزاد كن. امام از او مى خواهد كه خودش را آزاد كند. عمرسعد، بيا و تو هم از بندِ هواى نفس،… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
❣﷽❣ قسمت۴۵   او ديده است كه پيامبر چقدر به حسين عشق ع میورزيد و چقدر در مورد او به مردم توصيه مى كرد.  اكنون پس از سال ها، آن هم در دل شب هشتم، اَنس بار ديگر مولايش حسين(علیه السلام) را مى بيند. تمام خاطره ها زنده مى شود. بوى مدينه در فضا مى پيچد. انس… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
❣﷽❣ قسمت۴۴   آيا مى دانى اين سه نفر، مسيحى هستند؟ زمانى كه يك صحرا مسلمان جمع شده اند تا امام حسين(علیه السلام) را بكشند، اين سه مسيحى به كجا مى روند؟  همسفرم! عشق، مسيحى و مسلمان نمى شناسد. اگر عاشق آزادگى باشى، نمى توانى عاشق امام حسين(علیه السلام)… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
❣﷽❣ قسمت۴۳   امام با نظر او موافقت مى كند و او به سوى لشكر كوفه مى رود و به آنها مى گويد: “من مى خواهم با فرمانده شما سخن بگويم".  او را به خيمه عمرسعد مى برند و او وارد خيمه مى شود، امّا سلام نمى كند. عمرسعد از اين رفتار او ناراحت مى شود و به او… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
❣﷽❣ قسمت۴۲   همسفرم! آيا موافقى با هم اندكى تاريخ را مرور كنيم. بايد به بيست و شش سال قبل برگرديم تا حوادث سال سى و پنج هجرى قمرى را بررسى كنيم. عثمان به عنوان خليفه سوم در مدينه حكومت مى كرد. او بنى اُميّه را همه كاره حكومت خود قرار داده بود و مردم از… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
❣﷽❣   قسمت۴۱   حَبيب بى خبر از وجود يك جاسوس، خيلى خوشحال است كه نود سرباز به نيروهاى امام اضافه مى شود. وقتى بچّه هاى امام حسين(علیه السلام) اين نيروها را ببينند خيلى شاد مى شوند. او به شادى دل زينب(سلام الله علیها) نيز مى انديشد. ديگر راهى تا كربلا… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
❣﷽❣ قسمت۴۰   امام بعد از خواندن نامه در حقّ يزيدبن مسعود دعا مى كند و از خداوند براى او طلب خير مى كند.205  من نگاهى به صورت پيك بصره مى كنم. در صورت او ترديد را مى خوانم. آيا شما مى توانى حدس بزنى در درون او چه مى گذرد؟ او بين رفتن و ماندن متحيّر است؟… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۳۹   امروز يكشنبه و پنجم محرّم است. لحظه به لحظه بر تعداد سربازان عمرسعد افزوده مى شود.  هر گروه هزار نفرى كه به كربلا مى رسد، جشن و سرورى در لشكر عمرسعد بر پا مى شود، امّا آيا كسى به يارى حق و حقيقت خواهد آمد؟ راه ها بسته شده و… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۳۸   هنگامى كه مأمور ابن زياد به سوى اردوگاه سپاه حركت مى كند، يك نفر را مى بيند كه از اردوگاه به سوى شهر مى آيد، امّا در اصل او اهل كوفه نيست. اين از همه جا بى خبر به كوفه آمده است تا طلب خود را از يكى از مردم كوفه بگيرد و وقتى… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣ قسمت۳۷   در كوچه هاى كوفه اعلام مى شود همه مردم به مسجد بيايند كه ابن زياد مى خواهد سخنرانى كند. همه مردم، از ترس در مسجد حاضر مى شوند. چون آنها ابن زياد را مى شناسند. او كسى است كه اگر بفهمد يك نفر پاى منبر او نيامده است، او را اعدام… بیشتر »
 1 نظر

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣ قسمت۳۶   تا چشم حُزِیمه به چشم امام می افتد طوفانی در وجودش برپا می شود . زانوهای حُزِیمه می لرزد و اشک در چشمش حلقه می زند . اكنون لحظه دلباختگى است. او گمشده خود را پيدا كرده است.  او در مقابل امام، بر روى خاك مى افتد…  اى… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣ قسمت۳۵   عمرسعد به اردوگاه حُرّ وارد مى شود و حكم ابن زياد را به او نشان مى دهد. حُرّ مى فهمد كه از اين لحظه به بعد، عمرسعد فرمانده است و خود او و سپاهش بايد به دستورهاى عمرسعد عمل كنند.  در كربلا پنج هزار نيرو جمع شده اند و همه منتظر… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
❣﷽❣ قسمت۳۴   راه بهشت از كربلا مى گذرد! مردم بشتابيد! اگر مى خواهيد خدا را از خود راضى كنيد. اگر مى خواهيد از اسلام دفاع كنيد برخيزيد و با حسين بجنگيد. حسين از دين اسلام منحرف شده است. او مى خواهد در جامعه اسلامى، آشوب به پا كند. او با خليفه پيامبر سر… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۳۳   آفتاب بالا آمده است و سربازان ابن زياد پشت درِ خانه عمر ایستاند.  صداى شيهه اسب ها، عمرسعد را از خواب بيدار مى كند. با دلهره در را باز مى كند:  ــ چه خبر شده است؟ اين جا چه مى خواهيد؟  ــ ابن زياد تو را مى خواند.  عمرسعد، از… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣ قسمت۳۲   او در حياط خانه اش قدم مى زند و با خود مى گويد: “خدايا، چه كنم؟ كدام راه را انتخاب كنم؟ اى حسين، آخر اين چه وقت آمدن به كوفه بود؟ چند روز ديگر صبر مى كردى تا من از كوفه مى رفتم، آن وقت مى آمدى، امّا چه كنم كه راه رياست و… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣ قسمت۳۱   اين جا كربلاست و آفتاب گرم است و سوزان!  به ابن زياد خبر داده اند كه امام حسين(علیه السلام) در صحراى كربلا منزل كرده است. همچنين شنيده است كه حُرّ، شايسته فرماندهى سپاه بزرگ كوفه نيست، چرا كه او با امام حسين(علیه السلام) مدارا… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣ قسمت۲۹    امروز چهارشنبه اوّل ماه محرّم است و ما در دل بيابان ها پيش مى رويم.  سربازان حُرّ خسته شده اند. آنها به يكديگر مى گويند: “تا كى بايد در اين بيابان ها سرگردان باشيم؟ چرا حرّ، كار را يكسره نمى كند؟ چرا ما را اين طور معطّل… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۲۸   ــ آيا از قَيس هم خبرى داريد؟  ــ همان قَيس كه نامه شما را براى اهل كوفه آورد؟  ــ آرى، از او چه خبر؟  ــ او در مسير كوفه گرفتار مأموران ابن زياد شد. نقل شده كه نامه شما را در دهان قرار داده و بلعيده است تا مبادا نام ياران… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

25 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣ قسمت۲۶ ــ پس به ميدان مبارزه بيا! آيا حسين را از مرگ مى ترسانى؟  ياران امام، شمشيرهاى خود را از غلاف بيرون مى آورند. عبّاس، على اكبر، عَون، جعفر و همه ياران امام به صف مى ايستند.  لشكر حُرّ هم، آماده جنگ مى شوند و منتظرند كه دستور حمله… بیشتر »
 نظر دهید »

از دروغ تا واقعیت!!!

24 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
ببینید دشمن چگونه یک دروغ را تبدیل به واقعیت می کند ! احساسات و عواطف مردم ما را به سخره می گیرند و متاسفانه مردم غیور ما نیز فریب این اکاذیب را می خورند ! این قبیل کلیپ ها در فضای مجازی دست به دست می شود بدون هیچ گونه واقعیتی ! و اما هدف دشمن فقط تخریب… بیشتر »
 نظر دهید »

کارنامه شگفت آور آیت الله رئیسی در کمتر از ۱سال!!!

24 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
قسمت دوم 🔹قابل توجه کسانی که میگفتن اینا همش وعده وعیده و این دولت نیز مانند دولت های قبل هست ! لطفا منصف باشیم… بیشتر »
 نظر دهید »

کارنامه شگفت آور آیت الله رئیسی در کمتر از ۱سال!!!

24 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
         قسمت اول  اقداماتی که در مدت زمان کوتاهی صورت گرفته ؛ اقداماتی که ظاهرا به چشم نمی یاد ؛ بیشتر »
 نظر دهید »

آه آقا!!! ببخش کسی فکر سلامتی تو نیست...

24 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
خداوندا امام زمان را به ما برگردان… بیشتر »
 نظر دهید »

نقشه شوم دشمن و تهاجم ترکیبی!!!

24 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
تهاجم ترکیبی دشمن یعنی تهاجم چندگونه! یعنی تا می تواند و از هر طریقی دشمنی و کینه خود نسبت به اسلام را پیاده می کند! اقتصادی ، فرهنگی ، سیاسی… از همه مهم تر دروغ نشان دادن واقعیت هاست! بیشتر »
 نظر دهید »

بیانات زیبا و تکان دهنده ی رهبری در رابطه با پیاده روی اربعین و کرامات مردم عراق

24 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
مقام معظم رهبری چقدر زیبا راهپیمایی اربعین و رفتار مهربانانه ی مردم عراق را به تصویر می کشند! بیشتر »
 نظر دهید »

تشکر و قدردانی ویژه رهبری از ملت عراق!!!

24 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
ببینید رهبری چگونه از مردم عراق تشکر می کنند…! بیشتر »
 نظر دهید »

حواسمان هست که رفتارهایمان نوعی عمل خوردن تلقی می شود!!!

15 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
چقدر به غذای روحمان توجه داریم! با این سبک غذایی روحمان را دچار فساد می کنیم! بیشتر »
 نظر دهید »

پدر و مادرهایی که در آخرالزمان مورد لعن قرار گرفته اند!!!

15 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
  حضرت رسول کدوم دسته از پدر مادرها را مورد لعن قرار داده اند؟ بیشتر »
 نظر دهید »

چرا امضای ظهور را نمی گیریم!؟

15 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
اربعین امسال می تواند آخرین اربعین بدون مهدی باشد! به شرط اینکه نیت همگانی فقط درخواست فرج باشد! بیشتر »
 نظر دهید »

آیا دجال ظهور کرده است!؟

15 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
دجال در روایات به چه چیزی تشبیه شده است ؟ آیا دجال شخص خاصی است یا سبک رفتار خاصی؟ بیشتر »
 نظر دهید »

صفر یعنی...!!!

10 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
صفر، حدیث سفرِ اولین مسافر است!  با پاهای تاول زده، و دلتنگی‌های بهانه‌گیر … صفر؛ موسم باز شدن زخم‌های کهنه است!  چیزی شبیه خار که در زخم پای کودکی فرو می‌رود!  صفر، اصلاً روایت بی‌تابی قدم‌هاست!  فصل انگشتان تاول زده، فصل دلتنگی‌های بهانه‌گیر!… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

10 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
❣﷽❣ قسمت۳۰   چه خوب پاسخ دادى اى على اكبر! سخن تو آرامش را به قلب پدر هديه كرد. پدر تو را نگاه مى كند و در چشمانش رضايت و عشق موج مى زند.  ــ پسرم، خداوند تو را خير دهد.  كاروان حركت مى كند. منزلگاه بعدى ما كربلاست.  * * *  امروز پنجشنبه دوم محرّم است و… بیشتر »
 نظر دهید »

☑️ فلسفه مجالس روضه سيد الشهداء

04 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
  ▫️ اين مطلبى كه الآن القا كرده ‏اند به جوانهاى ما كه تا كىْ گريه و تا كىْ روضه و اينها!؟ بياييد تظاهر كنيم. اينها نمى‏ فهمند روضه چيست؛ و اين اساس [را] كى تا حالا نگه داشته است، اين را نمى ‏فهمند، و نمى ‏شود هم بهشان بفهمانيم. ▫️ اينها نمى‏ فهمند كه… بیشتر »
 نظر دهید »

توبه می کنم...

04 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
توبه می‌كنم… از تمام روزهايى كه  بدون فكر كردن به شما شب شد… توبه می‌كنم… از تمام نمازهايى كه  بى ياد شما خوانده شد… توبه می‌كنم… از تمام حرم‌هايى كه  بدون خواندن دعا بر فرج زيارت شد… توبه می‌كنم… از تمام… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

02 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣   قسمت۲۷   اشك در چشمان اين پيرمرد حلقه زده است. آرى! او خوب مى داند كه در تاريخ، ديگراين صحنه تكرار نخواهد شد كه تمام حقيقت، اين گونه غريب بماند. كاروان در بيابان هاى خشك و بى آب، به پيش مى رود. اين جا نه درختى هست و نه آبى!  اكنون به… بیشتر »
 نظر دهید »

همراه با کاروان از مدینه تا شام...

02 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
              ❣﷽❣ قسمت۲۵ امام دستور مى دهد دو كيسه بزرگ پر از نامه را بياورند و آنها را در مقابل حُرّخالى كنند.  خداى من، چقدر نامه! دوازده هزار نامه!!  يعنى اين همه نامه را همشهريان من نوشته اند. پس كجايند صاحبان اين نامه ها؟ حُرّ جلوتر مى رود. تعدادى… بیشتر »
 نظر دهید »

واجب فراموش شده!!!

01 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
جلسه دوازدهم ?موانع اجرای امر به معروف و نهی از منکر? 1⃣آموزش هایی اشتباه❌ که در این راستا داده شده (کتاب، همایش و…)??جهل مرکب 2⃣خیلی از مردم روش های انجام امر به معروف را نمی دانند. 3⃣ضعف در حمایت ها (به جای اینکه از تذکر دهنده حمایت کنند از… بیشتر »
 نظر دهید »

واجب فراموش شده!!!

01 شهریور 1401 توسط خادم المهدی
جلسه یازدهم ?پاسخ به شبهات? شبهه ی دوم?? ❌حاج آقا/حاج خانم ولش کن این میدونه کارش گناهه!? ✅جواب مراجع تقلید: گناه به سه قِسم است. 1⃣گناه یا به خاطر جهل است. 2⃣یا به خاطر غفلت و سهو است. 3⃣یا به خاطر عمد و لجاجت است. ??اگر که جاهل باشه و ندونه این کار… بیشتر »
 نظر دهید »
  • 1
  • 2
شهریور 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  

نذر فرج

جستجو

موضوعات

  • همه
  • اخلاقی
  • بدون موضوع
  • بصیرت افزایی
  • بوی بهشت
    • اشک تقوا
    • بصیرت
    • تحلیل شهید مطهری از جهالت مردم در واقعه کربلا
    • تکرار کربلا
    • رجزخوانی حاج ابوذر
    • رجزخوانی حاج میثم
    • رجزخوانی حسین طاهری
    • شبهه عزاداری دهه اول محرم
    • عاشقانه های امام حسین
    • عاقبت بخیری فرزندان
    • فلسفه عزاداری
    • قیام کربلا
    • من ایرانم و تو عراقی...
    • نصرت امام
    • نماهنگ آقا نیا
    • نماهنگ حسین جان
    • چرا عاشورا؟
    • کشتی نجات
  • تربیت بنیادی
  • تفسیر
  • تقرب
    • اولین قدم به سمت خدا
    • راه حلی برای تفریح با خدا
  • حجاب
    • اقسام حجاب
    • حجاب در قرآن
    • کشف حجاب
  • خانواده
    • مدیریت در خانواده
    • همسرانه
  • درباره نصوح
  • سوالات ذهنی
  • سیاسی
    • امام خامنه ای
    • حمایت از مظلوم
    • حمایت فلسطین
    • سیدهاشم الحیدری
    • مهسا امینی
  • سیاسی
  • شبهات مجازی
  • شهیدانه
  • عاشقانه با امام زمان
  • فضای مجازی
  • معارف قرآنی
    • اقسام عفت در قرآن
    • امر به معروف و نهی از منکر
    • گناه کردن
  • نجاست سگ
  • هم نوا با قرآن
  • ویژه مباهله
  • ویژه مباهله
  • پوتین در ایران
  • چادرانه
  • کشف حجاب
  • گره گشا
  • گناهان زبان
    • آبروریزی
    • تهمت
    • مسخره کردن
  • یک جرعه معرفت

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

پیوندهای وبلاگ

  • Kashfehejab
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس